کتاب رازهایی درباره زنان نوشته باربارا دی آنجلیس، در درجه نخست براى خانمها نوشته شده است و براى شناخت مردان نسبت به زنان نیست، بلکه هدف آن آشنایى و درک بیشتر زنان از خودشان است.
خود ما نیز اغلب در مورد وجودمان شک مىکنیم و از خود سوال میکنیم: «آیا رفتار من طبیعى است؟ آیا توقعات من بیش از حد نیست؟ در حقیقت، ما خود را آنگونه که لازم است، نمىشناسیم و این عدم شناخت، عادات مخربى مانند عدم اعتماد به نفس را به دنبال دارد.
کتاب رازهایی درباره زنان (Secrets about women every men should know) به شما اثبات مىکند که شما در وراى هر احساسى و رفتارتان دلیلى منطقى و محبتآمیز وجود دارد.
این که خانمها پنج بار به همسرشان تلفن مىکنند تا بالاخره جوابى بگیرند یا زمانى که شوهرشان به دلیل پافشارى آنان براى دانستن علت ناراحتى بر سر آنان فریاد مىزند، احساس ناخوشایندی پیدا مىکنند و یا هنگامی که مىخواهند براى سپرى کردن اوقات فراغت با همسرشان برنامهریزى کنند، همه دلایل خاصى دارد.
دلیل این کارها، عصبى یا مضطرب بودن خانمها نیست؛ بلکه، ما زن هستیم و طبیعت و ذات ما با مردان کاملا متفاوت است و در بسیارى از موارد خواستهها و رفتارهاى ما اسرارآمیز و مبهم به نظر مىرسند و یکى دیگر از اهداف باربارا دی آنجلیس (Barbara De Angelis) براى نوشتن این کتاب، درک بهتر زنان است تا به این وسیله به توانایى منحصر به فرد در داشتن احساسات عمیق افتخار کنند و عشق سرشار و همدلى را جایگزین جدایى و کدورت نمایند.
هنگامى که داراى این اعتماد به نفس و درک عمیق نسبت به خود باشید، آن زمان براى بیان خواستهها و نیازهایتان به همسرتان شانس بیشترى دارید و همچنین در هنگام بروز مشکلات دلیلى منطقى به همسرتان ارائه مىدهید.
تصور کنید که مىخواهید براى همسرتان توضیح دهید که چرا دوست دارید امور را از پیش برنامهریزى کنید و همه موارد را به لحظهى آخر موکول نکنید؛ اما با مقاومت او مواجه مىشوید و او مىگوید: «چرا این موضوع آنقدر برایت مهم است؟ چرا همیشه مىخواهى همه چیز را برنامهریزى بکنى؟» لحظهاى فکر کنید. جواب شما چیست؟
آیا واقعا مىدانید دلیل اهمیت برنامهریزى براى شما از نظر احساسى چیست؟ آیا مىدانید دلیلتان را برایش توضیح دهید؟ اکثر اوقات دلیل خواستههایمان را نمىدانیم و پاسخى مبهم به همسرمان مىدهیم؛ برای مثال مىگوییم: «نمىتوانم توضیح دهم» یا «همین قدر کافى نیست که مىدانى این موضوع برایم مهم است؟» و یا زمانى که ناامید مىشویم، مىگوییم: «فراموش کن! تو به احساسات من اهمیت نمىدهى».
